| نويسنده: غريبه | شنبه 16/10/1385 |
| حالا شد! به اين ميگن يه درخواست درست و حسابي و كاربردي. خوشمان آمد. اگر شما جواني فعال و اهل تحقيق و مطالعه پيدا كرديد كه غير از مخ زني و خانه خالي پيدا كردن ! كاري ديگر هم از او مي آمد و اهل كار علمي و تحقيقي بود معرفي كنيد تا خودم چندين پروژه اينجوري بهش معرفي كنم. جوونا بهتون توصيه ميكنم كه براي پيشرفت منتظر بيسوادايي به نام استاد و بي سواد خانه اي به اسم دانشگاه نباشيد.
-
بهر حال خوشمان آمد. و اميدوارم احساساتي بشوم و من هم كمك كنم.
راستي يك سئوال. آيا شما عربي و اردو و انگليسي بلديد يا نه چون راستش را بخواهيد خودم حال ترجمه ندارم. بنابر اين ممكن است فقط برايتان لينك ارسال كنم. |
| نويسنده: دانشجو | شنبه 16/10/1385 |
| سلام.ادبيات شما آشناست اما بنظرم بزودي قسمتي از آن از سوي مديريت سايت سانسور ميشود.آشنايي با انگليسي مقداري و با عربي در آينده نزديک .شما بفرستيد خودم يه کاريش ميکنم.ما توي دانشگاه 1 هکتار زمين گرفتيم که امسال چند گونه دارويي بکاريم. دوست دارم با منابع کشت ارگانيک بيشتر آشنا بشم چون ظاهرا منابع فارسي چنداني وجود نداره.اگه شما هموني هستيد که من حدس ميزنم به آدرستون برخي برنامه هاي تحقيقاتي ام رو جهت مشاوره ارسال ميکنم. |
| نويسنده: | شنبه 16/10/1385 |
| دير به فكر افتادي چون مهمترين گياه ضد حشره در انحصار دولت فخيمه انگليس است وقضيه از اين قرار بوده كه وقتي انگليسها براي استخراج نفت به مسجد سليمان مي روند متوجه گياهي ميشوند كه حشرات از آن گريزانند پس از آزمايش وتفحص متوجه مي شوند اين گياه منحصر در اين منطقه است وبهترين ماده حشره كش ميباشد كه براي انسان هيچ ضرري ندارد .پس بهطور عمد برداشت بي رويه قبل از تخم ريزي گياه موجب از بين رفتن آن از منطقه ميشوند سپس بزر گياه را در كشورهاي مستعره خود در افريقا كشت ميدهند وفعلا نيز با مراقبت شديد همان جا كشت ميشود . |
| نويسنده: اشراقي | يكشنبه 17/10/1385 |
| سلام. بهر حال چاره اي نيست. بايد از يك جايي شروع كرد. نا اميد نشويد. اما يك نكته ي مهم را به شما گوشزد كنم كه اگر آنرا فراموش كنيد سالها بعد احساس ميكنيد كه باختيد و كاش به حرفم گوش داده بوديد. و آن نكته آنست كه: هيچوقت هيچوقت هيچوقت به اساتيدتان اعتماد كامل نداشته باشيد. يعني نكند كه كل آنچه را بدست آورده ايد را بنويسيد بدهيد دست آنها. و نسخه اي از آنرا نگاه نداشته باشيد. چئن دانشگاههها هم مثل بقيه جاها قابل اعتماد نيستند.
و |
| نويسنده: غريبه | يكشنبه 17/10/1385 |
| همچنانكه ميدانيد هر مقاله فقط ممكن است يك كلمه به علم آدام اضافه كند. بنابراين - من خودم - حالا ديگر سالهاست - كه توقع ندارم، به مقاله اي برخورم كه محتوي هر آنچه باشد كه من ميخواهم. بنابراين - اين خودتان هستيد كه - از ميان لينكهاي ارسالي مطلب مورد نظر خود را پيدا كنيد. در اين مقالات، كلمات مربوط وجود دارند اما ميزان همگرايي ي آن با موضوع مورد بحث شما كم است. من خودم هم به اين موضوع علاقمند بودم و سالها پيش در اين باب تحقيقي كرده بودم - كه البته متاسفانه تحقيقاتم در اينجا و در دسترسم نيست - اما در همان زمان هم به اين نتيجه رسيدم كه چقدر مطلب در اين مورد كم است و بعد كه به اينترنت مراجعه كردم ديدم كه چقدر جالب و حساب شده اينجور مطالب توسط گردانندگان اينترنت دارد سانسور ميشود. آرام و بي سر وصدا. و فقط جنجال راه مي اندازند كه در كشور شما آزادي نيست. پس بياييد فحش بدهيد به اين و آن و حكومتتان. جالب است بدانيد كه حتي سايت موقري مثل "find article هم زير بليط خودشان شده و از همه مهمتر دست اندازي گوگل به منابع كتابخانه اي است. و بعد وقتي شما ميخواهيد موضوعي را بررسي كنيد. بلافاصله از شما ميپرسد : آيا شما عضو هستيد؟ و اگر نيستيد از شما درخواست عضويت ميكند. تا پورت و آي پي شما را بدست آورد و بعد از آن شما هميشه و بطور اتومات تحت نظر باشيد. و فايلتان هر روز و هر آن در روي سرورهاي بعضي جاها آپ ديت شود. فعلا اين لينكها را كه كمي مربوط بوده داشته باشيد تا بعد.http://www.botanical.com/site/column_poudhia/365_kukurjiwah.html و لينك بعدي چنين است: http://en.wikipedia.org/wiki/Lavender و لينك بعدي چنين است. در ضمن ميتوانيد به http://www.findarticles.com/ نيز مراجعه كنيد. گاهي وقتها - و در علومي كه براي غربيها خيلي هم استراتژيك نيست و نمخواهند چيزي را مخفي كنند - ممكن است مقاله اي بدرد خور در آن پيدا شود. كليد واژه ها و كلماتي را كه من در اين تحقيق بكار بردم اينها بودند: insect - herb - anti و بعد كلمات botanic . البته بخاطر اينگونه حرف زدن عذر ميخواهم كه سرتان را درد آوردم. ولي يادآوري كينه توزي غربيها و بي رحمي آنها نسبت به ما - مخصوصا ايرانيها - كه به شكل دشمني با عربها خودش را نمايان ميكند! برايم ناممكن بود. و بهترين دليلش هم مرگ من خواهد در سالهاي آينده. |
| نويسنده: مديريت | دوشنبه 18/10/1385 |
| با تشكرازدوست گرامي كه در مورد گياهان دور كننده حشرات خواسته بوديد ودوستاني كه در اين بحث شركت كردندوعذر خواهي از شما در مورد تاخير در جواب .بايد عرض كنم مطالب زيادي در طب سنتي در اين مورد وجود دارد كه قسمتي از آن در ذيل آورده ميشود .
فصل اول
در ذكر طرد هوام و حشرات
از ابن عرس و عرضه و اسد و براغيث و بق و پروانه و بهايم و حيه و خنفساو ذباب و ذيب و روباه و فسافس و سام ابرس و سوس و عقاب و عقرب و قمل و كلب و نمر و نمله، هر يك عليحده.
ابن عرس: كه به فارسي راسو و خرگوش نامند از بوي سداب بگريزد.
اربع اربعين: مشهور به هزارپا از روغن گاو بگريزد و هر جا را به روغن گاو چرب نموده به آنجا نيايد و هر عضو را كه بدان چرب كنند آن را نگزد و بعد از گزيدن اگر روغن گرم كرده بر آن بمالند الم و وجع آن تسكين يابد.
ارضه: يعني چوب خوره كه ديمك نيز نامند از دود برگ چنار بگريزد و در خانهاي كه هدهد باشد ارضه نماند و اگر هدهد سوخته در خانه[اي] ارضه ريزند همه ارضه بميرد.
اسد: يعني شير از آتش سوزان بگريزد و اگر كسي از شير امان خواهد او را نگزد و اذيت نرساند و بگيرند اذاراقي را كه كچله گويند كوفته و با گوشت آغشته و گلولة بزرگ بسته در جايي گذارند كه شير و پلنگ و گرگ و شغال و امثال اينها آيند تا بخورند همه بميرد.
براغيث: كه جمع برغوث يعني كيك است از پاشيدن حنظل در آب حل كرده در خانه كيكها بگريزند و بميرند و از بوي كبريت و برگ خرزهره نيز بگريزند و پيه خارپشت بر چوبي بمالند و در گوشة خانه گذارند همه كيكها در آن جمع آيند پس آنها را بكشند و چون حشيشةالبراغيث را در بستر بپاشند كيكها بميرند و از پاشيدن آب خسك و خرنوب نيز بگريزند و به دستور از طبيخ عليق و از پاشيدن طبيخ حنظل و افسنتين و شونيز و از دود كبريت نيز بگريزند كيكان و اگر در خانه[اي] كه كيك بسيار باشد طشتي را از خون بز پر نمايند و بگذارند همه كيكان بر آن جمع آيند.
بق: يعني پشه از دود سبوس و چوب صنوبر و تراشة آن بگريزد و به دستور از دود اشق و قلقديس و دود برگ مورد و خشك و برگ سرد و دود مقل و كبريت و شاخ گوزن و سرگين و از دود اسپند بگريزند و چون برگ سرد و تراشة چوب آن را در فراش بپاشند پشه از آنجا بگريزند و اگر بر بدن روغن بمالند از گزيدن آن الم نيابند و مغز خرگوش با سركه و روغن زيت و ميعه با روغن زيت جوشانيده و حب صنوبر با برگ پنجنگشت و بيخ انجدان و دوقو و حب بلسان و بيخ حرف اجزاء با روغن زيت جوشانيده بر بدن بمالند و به دستور ماليدن روغن ترب بر بدن از گزيدن پشه اذيت نيابند و پشه نگزد و ماليدن روغن با آب ليمو بر بدن رفع اذيت پشه نمايد و بخور زرنيخ و نوشادر با پيه گاو سرشته چند روز پي هم منع تولد پشه نمايد و از دود شونيز نيز بگريزد و در خانهاي كه پوست شير باشد پشه نيايد و پاشيدن آب طبيخ افسنتين رومي و حرمل و شونيز در خانه باعث گريز پشه است و به دستور از آب طبيخ شونيز و هزار اسفند و افسنتين و سداب و ترمس و سرگين گاو و حرمل همه پشه بگريزد.
پروانه: بگيرند پيه سرطان را و پنبه درخت عشر و پنبه معروف به قطن سرشته فتيله سازند و در شب برافروزند تا هر جا كه روشني آن افتد پروانه نيايد.
بهائم: همه بهائم از خوردن برگ اذاراقي و خرزهره بميرند و چون سگ و گرگ و خوك خربق اسود بخورند بميرند و اگر به سگ فلس ماهي در چيزي آميخته بخورانند بميرد.
حيّه: يعني مار از دود شاخ گوزن و سم بز و بيخ سوسن و عاقرقرحا و كبريت بگريزد و خردل ما را بكشد و اگر در رهگذر از آن راه كناره گيرد و اگر آن را نوشادر در آب حل كرده در خانة مار ريزند از آن ره برنيايد و آب دهن روزهدار اگر در دهان مار ريزند بميرد خصوص كه نوشادر در دهن باشد و از دود پوست مار نيز بگريزد و اگر بيخ بسكهپره را در سوراخ مار گذارند مار بميرد و از دود موميائي مار عقرب و همه جانوران گزنده بگريزند و از دود شاخ اهل دموي آدمي و چوب قطران مار و ساير جانوران گزنده بگريزند و دود زقوم و بيخ خرزهره سفيد و بيخ درخت عشر بر سه تا به هر جا كه برسد مار از آنجا بگريزند.
خنفاء: از دود برگ چنار بگريزد.
ذباب: يعني مگس از دود زرنيخ زرد بگريزد و چون زرنيخ را در شير حل كنند و در ظرفي نمايند و بگذارند و يا در آب حل كنند و در ظرفي بگذارند مگسهاي بسيار در آن افتند و بميرند و طبيخ خربق سياه نيز همين عمل نمايد و از تاريكي نيز بميرند و چون بيخ سوسن را با شكر سوده بر پارچه بپاشند هر مكس كه بر آن نشيند بيخود شود و چون دارفلفل را سوده در شير گاو ممزوج كرده در كاسه و قدحي گذارند مگسان بر آن جمع آيند و بميرند.
ذيب: يعني گرگ جايي كه عنصل باشد نيايد و چون بصلالذيب را بخورد آن دهند بميرد و از ذهنه نيز بگريزد.
روباه: چون بادام تلخ را به او بخورانند بميرد.
زنبور: از دود گوگرد و برگ سرو سبز و بلادر بگريزد و اگر خطمي و يا خبازي را به اذيت بر بدن بمالند زنبور نزديك آن كس نيايد و نگزد.
فسافس: كه به فارسي سرخك و به هندي كهتمل گويند از پاشيدن آب مطبوخ خرزهره فسافس و ارضه و كيك را بكشد.
سام ابرص: از بوي زعفران بگريزد و هر كجا كه زعفران باشد نيايد.
سوس: يعني كرمي كه در جامه و كاغذ و صندوق و كتاب به هم ميرسد و ميخورد كاغذ و كتاب را اگر افسنتين و شونيز و پونة نهري و پوست ترنج در آنها گذارند سوس در آنها نيفتد و آنچه باشد بميرد و گذاشتن پوست شير در صندوق جامه و كاغذ و كتاب باعث نخوردن سوس.
عقاب: چون كچله را سوده با چيزي بياميزند و بخورد كلاغ دهند بيهوش گردد.
عقرب: يعني كژدم بگيرند ميعه و پشكل بز يا گوسفند و زرنيخ و پيه بز اجزاء متساوي پيه را بگدازند و باقي ادويه را كوفته بدان بسرشند و نزد سوراخ كژدم دود كنند كژدم برنيايد از سوراخ خود از دود كبريت و زرنيخ نيز بگريزد و از سوراخ خود برنيايد اگر پوست ترب و يا ترب كوبيده و يا آب ترب و برگ آن را بر آن ريزند بميرد و به دستور چون ترب را پوست بخراشند و بر كژدم گذارند بميرد برگ بادروج و آب آن نيز همين عمل نمايد آب دهان روزهدار خصوص كه محرورالمزاج باشد چون بر كژدم افكنند بميرد و اگر قطعهاي ترب را در سوراخ عقرب گذارند عقرب برنيايد و چون كژدمي را بسوزند از دود آن كژدمان ديگر بگريزند و از ريختن آب ترب و حلتيت نيز عقرب بگريزد و از سوراخ خود برنيايد.
فار: يعني موش از بوي زاج بگريزد و اگر يكي از موشان را پوست جدا كنند و يا خصي سازند و سر دهند همه موشان بگريزند و چون مرداسنگ و خربق و شك و خبثالحديد و بزرالبيخ و زعفران و بصل به فار و كرنب و سمالفار را بگيرند و با خمير بسرشند و گلولهها ساخته در سوراخ موش و كنجهاي خانه گذارند از خوردن آن همه موشان بميرند و سمالفار معجون و با خمير نيز همين اثر دارد به شرط آنكه آن موش آب نخورد و پيه شير را به سوراخ موشان گذاشتن باعث گريز موشان است و چون خاك سمياب را با طعامي بسرشند و بخورد موش دهند بميرد و از دود سم استر در خانة موشان بگريزند و دفن كردن سم اسب در زير آستانة خانه باعث نيامدن موش است در ان خانه از دود كردن پيه پلنگ موشان بگريزند و چون زرنيخ را با آب سوده بر پشت موشي بمالند و سر دهند همه موشان از آن خانه بگريزند و چون موشي را بگيرند و گوش و دم او را ببرند و يا پوست بدن آن را جدا كنند و رها كنند موشان بگريزند.
قمل: يعني شپش كه در سر و بدن بسيار به هم رسد بگيرند جوزالقي را يك درهم و بخورند و قي نمايند مادة آن مندفع گرداند و بعد از آن آب صبر بر سر و بدن او بمالند و هر روز بشويند و روز چهارم جامة نو در پوشند و شستن سر به آبي كه تخم شريفه كوفته و حل نموده باشند باعث زوال شپش صبياني است از آن وليكن بايد كه در چشم داخل نگردد كه چشم سوزش و ورم مينمايد و بستن پارچه كه بدان سيماب ماليده باشند بر گردن و كمر موجب آن است كه شپشها همه در آن آيند از سر و بدن برطرف گردند.
و طلاي افسنتين و پوست ترنج و پودنه هر يك از اينها كه باشد در جامه گذاشتن باعث آن است كه در آن شپش نيفتد و ماليدن سيماب با خاكستر سرگين گاو دشتي و روغن سرشف موجب زوال شپش است.
و طلاي جوزالقي و پوست درخت سرس با بول گاو سائيده بر بدن موجب زوال آن است.
و بگيرند قسط تلخ را و جوكوب نموده بريان كنند و در دو سير آب طبخ نمايند و بسايند و با روغن سرشف ممزوج كرده بر سر بمالند شپش آن زايل گردد و بگيرند برگ تنبول را و بسايند و آب آن را گرفته صاف كرده در آن و هموزن آن سيماب بسايند بسيار نيكو و با روغن سرسون م |
| نويسنده: مديريت | دوشنبه 18/10/1385 |
| سرسون ممزوج كرده بر پارچه بمالند و از آن به شكل كلاه چيزي ساخته بر سر گذارند شپشها در آن مجتمع گردند و ماليدن آب مطبوخ زيره نزد ولادت باعث عدم تولد شپش است مدةالعمر در بدن كلب خون سگ بر كسي حمله نمايد و آن كس فيالحال نزد او نشيند او را نگزد و اگر سگ ماده در شب همراه كسي باشد سگهاي ديگر بر او حمله ننمايند و اذيت نرسانند.
نمر: كه به فارسي پلنگ نامند از خوردن خانقالنمر بميرد.
نمله: يعني مورچه از دود زرنباد و عود و زفت و كبريت و حلتيت هر يك به تنهايي و يا جداجدا و چون مقناطيس را بر دو سوراخ مورچه گذارند بگريزند و پاشيدن گوگرد سوده ممزوج به روغن سرسون نموده بر در خانه و خانة مورچه باعث برنيامدن و گريز و هلاك است.
فصل دوم از خاتمه
باب سوم از هيكل چهارم
در ذكر ادويه گريزاننده و هلاككننده آنها مجملاً
از دود شاخ گوزن بگريزند و دود سم بز و كبريت و مويالنسان و زفت و مقل و سكبينج و نمام و چوب انارين و بحوري اين دوا كه در امان الاخطار في الاسفار مذكور است حشرات و هوام از پشه و غيرها همه بگريزند.
صفت آن: شونيز، زاج سفيد، سكبينج، زيره، جند مقل، سم بز، اجزاء متساوي كوفته بيخته حبها بسته و مكرر دود نمايند همه بگريزند و پاشيدن آب مطبوخ بابونه و حنظل و اسپند و سير و پنجنگشت به غايت مؤثراست و پاشيدن ؟؟؟ نيز ؟؟؟ ظلف و شاخ حيوانات و ؟؟؟؟ كبريت و زرنيخ بادام و شرات و حيوانات موذيه بگريزند و از نگاهداشتن پودنه پنجنگشت تازه با خود و در خانه و نگاهداشتن گربه و راسو و طاووس در خانه از مار و كژدم و غيره و غيره محفوظ مانند و چون قطران را بسيار بر ريسمان بمالند در بيرون چهار ديوار خانه بمالند در آن خانه هيچ جانور گزنده داخل نگردد و به دستور در اطراف جاي خواب و چون قطران را بر ريسماني بمالند و دور خود حلقه نمايند از دخول و وصول موذيات و گزيدن آنها محفوظ مانند و چون چراغ بسيار روشن و يا مشعل در جاي گذارند حشرات و هوام همه متوجه آن گردند.
فصل سوم از خاتمه
باب سوم از هيكل چهارم
در ذكر بعض ادوية قاتله بعضي حيوانات
برگ آزاد درخت قاتل حيوانات دمدار است خربق قاتل سگ و گرگ است چون به آن هر دو بخورانند، خانقالنمر كشنده نمر يعني پلنگ است، خانقالنمر كشنده نهنگ است، بادام تلخ كشنده روباه است خانقالذيب كشنده گرگ و شغال است، اذارقي و شك كشندة موش است.
ج سوم/ مجمع الجوامع/ عقيلي شيرازي. |
| نويسنده: غريبه | دوشنبه 18/10/1385 |
| سلام بر جماعت. اينها همگي درست. و متين. اما آيا كسي تجربه اي عملي هم دارد يا نه؟ و اما يادم رفت كه بگويم كه اين بنده ي كمترين در آن ايام بر اثر خواندن مطالبي در كتب اردو زبان و شنيدن شنيده هايي از پيرزنان قذيمي و احساسي شدن يكباره دست به آزمايشاتي زدم كه به قول نويسندگان قديمي مان ” به جهت فايده برادران ايماني“ آنرا به رشته ي تحرير آوردم. همچنانكه دانيد درخت گلي هست كه آنرا در تداول زبان پارسي خرزهره نامند. و اين گياه منبع لايزال شته باشد. محض آزمايش در زير اين گياه اسپند بخور كرديم و ميتوانم بگويم كه كم و بيش نتيجه بخش بود. اما اثرش چندان دوامي نداشت. ولي به عينه ميشد ديد كه مقدار شته ها كم شده است. ما همين آزمايش را در مورد پارازيتهاي درخت گردو هم تكرار كرديم و كم وبيش نتيجه بخش بود. اما آنچه بدست آورديم چنين بود كه مقدار دود دهي يعني زمان دود دهي با اسفند ميتواند تاثير مستقيم بر ميزان حذف پارازيت مربوطه داشته باشد. و ديگر آنكه كنترل دود و گرما از رسيدن و يا نرسيدن به گياه. كه كاري بود مشكل. چون اگر دود و گرما و كنترل نميشد احتمال سوزاند گياه ميرفت. كه برا ما اين اتفاق در قسمتهايي از گياه آزمايشي خرزهره ي ما اتفاق افتاد. / پس نتيجه ميگيريم كه بر خلاف آنچه كه نوكران انگليس سعي در مسخره كردن طب قديم ما كه - حتي - توسط مادران و مادربزگهايمان به رسيده ميكنند. ميتوان از ميان حرفهاي آنها حرفيي علمي و تحقيقاتي بيرون آورد.
-
و همچنين در همين باب تحقيقي ديگر از ما چنين بود.
در درخت گردوي مورد تحقيق ما نوعي لارو مگس لانه كرده بود. طبق علوم مادربزرگانه كيسه اي پارچه از نمك دوختند و در قبل از آغاز فصل باران بر گردن درخت گردو آويختند. در دفع پارازيت مگس ساقه خوار گردو - الان اسمش يادم نمي آيد - موثر افتاد.
و اين دو تجربه ي شخصي من بود كه در بين نا بين سالهاي 63 تا 73 و يك هم در همين سال ماضي به وقوع پيوست.
- - -
از ديگران هم ميخواهم تا تجارب علمي خود در اين زمينه را به اطلاع ما و اين پژوهشگر محترم برسانند.
-
يعني بگويند كه آيا خود در اين زمينه چيزي از حرفهاي توي كتابها را آزمايش كرده اند يا نه.
- - -
چون من اصلا مبتلا به همين مسئله دفع آفات بوده ام.
و به دليل بيماري (به هر دو معنا) با طب طبيعي مانوس تر بوده (يعني اينكه بدنم به غذاها و داروهاي طبيعي بهتر جواب ميدهد-
حتي قبل از اولين ديدار با حكيم در كنار بقعه شيخ -
بنابر اين من هم چندي از اين اوراق خواندم و در عمل آوردم. كه در جلسات آتي خواهم آورد.
بعدا يادم بيندازيد تا در مورد سوسك و مگس بگويم.
فعلا. |
| نويسنده: ناصر از برازجان | چهارشنبه 20/10/1385 |
| ما از آب تنباكو براي دفع شته استفاده ميكنيم و بسيار موثر است. |
| نويسنده: لقمان | جمعه 22/10/1385 |
| خيلي متشكر از همراهي شما. ولي اي گاش گفته بوديد چگونه و در چه فصلي و تاثيرش را بر روي كدام حشرات بيشتر ديديد. آيا از اين روش بخور دودي استفاده كرده ايد و يا نه آنرا بصورت جوشانده مصرف ميكنند. و از اين جور موارد. ــ در اين سايت ما قصد داريم كه كم تا قسمتي بيشتر از حد معمول علمي حرف بزنيم. ــ لطفا به اين موارد توجه كنيد. ــ در ضمن سلام مرا به خطه ي رئيسعلي برسانيد. |